...به نام او که وجود دارد
هدف از نوشتن وبلاگ چیست ؟ چرا بسیار آدمهایی پیدا می شوند که وبلاگ می نویسند ؟ شاید دلیلش آنست که در دلها یا ذهنهایشان چیزی وجود دارد که به هر دلیلی قادر به بیان یا فهماندن آن به دیگران نیستند لذا به نوشتن وبلاگ می پردازند تا شاید بتوانند به هدف خود برسند...ولی باز ناکام می مانند. البته منظورمان تمام وبلاگها مطمئناً نیست
شاید من نیز به همین دلیل شروع به نوشتن کردم. ولی به اندازه آنان سعی در بیان آن مطلب اصلی نخواهم کرد. شاید این راه بهترین راه برای بیان آن مطلب اصلی باشد
شاید من نیز به همین دلیل شروع به نوشتن کردم. ولی به اندازه آنان سعی در بیان آن مطلب اصلی نخواهم کرد. شاید این راه بهترین راه برای بیان آن مطلب اصلی باشد
...خوب بگذریم
در این وبلاگ احتمالا انواع نوشته ها رو شما خواهید خوند. از نوشتن اتفاقات احمقانه یک روز تا بیان کردن پرسشهای فلسفی و احتمالا طنز و نیز هجو وقتیکه از دست یکی عصبانی بشم و بخوام بهش حمله کنم از اینجا استفاده می کنم. هیچ بعید نیست
از اون دوستان عزیزی که وقت صرف می کنن تا مزخرفاتمو بخونن پیشاپیش متشکرم. اگه نظر خاصی داشتین حتما تو قسمت نظرات وارد کنین وگرنه خودتونو مجبور نکنین که حتما نظر بدین. نظراتونو به زبون خودتون بنویسین. امیدوارم منظورمو گرفته باشین
در پایان لازم میدونم مراتب بیزاریِ خودمو از دوست و رفیق بسیارعزیزم "سید جواد یزدانفر" که مهمترین مشوق من برای نوشتن این چرت و پرتهاست اعلام کنم. در ضمن وبمو هر موقع عشقم کشید آپلود می کنم پس زیاد خودتونو اذیت نکنین
آهان راستی امیدوارم بفهمین که کجاها باهاتون شوخی میکنم و اینکه یه وقت ناراحت نشین ...راستش.... اگه هم ناراحت شدین اصلا مهم نیست
.لازم میدونم اینجا داستانی رو به نقل از یکی از دوستان بیان کنم
روزی پسری بر بالین پدر در حال مرگش بود. در آخرین لحظات از پدرش پرسید:"در مدت مدیدی که زندگانی کردی چه چیز را مهمتر یافتی ؟" پدر که عارف بود گفت:"رسیدن به مقصد"و پس از آن جان داد. پسر که غمی فزاینده در دلش ایجاد شد و از آنجا که خود فیلسوف بود با خود گفت:"که آن نیز مهم نبود
.اینست گفتار عارفان و فیلسوفان.......... به نقل از مِرِدیت بزرگ
|