یادداشتهای کمرنگ
کسی که خنده نمیداند اینجا نیاید
Thursday, April 20, 2006
چند لحظه با شکوه
همه می دونن که من اصلا اهل شعر نیستم. من حتی نمی تونم یه شعرو درست و حسابی بخونم. چه برسه به اینکه بخوام حفظش هم بکنم، معنی کردنش که دیگه بمونه.
ولی بعضی اشعار هستن وقتی می خونمشون، یه جورایی حسشون می کنم. راستش، همیشه فکر می کردم وقتی یه شعری رو معنی می کنن دیگه اون ارزشی نداره، یه جور خیانته، یه جور...چطوری بگم...یه جور جنایته. نباید شعر رو معنی کرد باید حسش کرد...
چند روز پیش یه رباعی از خیام خوندم که...خب...واقعا نفهمیدم چه اتفاقی افتاد. فقط همین قدر که برای لحظاتی جدایی از اعتقاداتی که دارم، جدای از بی مذهبی(یا بد مذهبی) که دارم، جدای از عشقی که در وجودمه، جدای از دردو رنجا و غصه ها، جدای ازهمه چیز،...حسی بهم دست داد که بوی آشنایی می داد...راستش اشکمو دراورد، قشنگ گریه کردم...نمیدونم دقیقا دلیلش چی بود. شایدم بدونم. مهم نیست، فقط حسش می کردم.
این شعرو شما هم بخونید .شاید...شاید...شما هم حداقل چند ثانیه...فقط چند ثانیه...چیزی حس کنید:

آنم که پدید گشتم از قدرت تو
پرورده شدم به ناز در نعمت تو
صد سال بامتحان گنه خواهم کرد
تا جرم منست بیش یا رحمت تو

فکر کنم اینجا خیام از مرز زبان، گفتار و نوشتاری که قبلا نوشتم فرار کرده...آره، بعضی وقتا میشه فرارکرد...فقط بعضی وقتا...ما هم میتونیم فرار کنیم...


آخرین روز فروردین 1385 جلالی، ساعت 5:09 بعد از ظهر.
3 Comments:
Anonymous farid said...
marmolake golam mesle hamishe dooset daram va chakeretam va ino midoonam ke behtarin age hata din nadashte bashi choon be nazare man hamin to fekr raftan az hezar sal ebadat vagean behtare va khoda be inha dar bandeganash minazad va vaghean nemidani shayad ham midani ke che etefaghe azimi dar jahan mioftad vaghti ensani ingoone ba khoda eshgh bazi mikonad . bashad anrooz ke hame ma doobare befahmim ke khoda khode mayim va ma khoda nistim.

Anonymous MEhrdad said...
kheili ghashang bood saman jan...baba sher khooon!!!

Anonymous Anonymous said...
خیام اگر ز باده مستی خوش باش!